اقبال يغمايى ( گردآورنده )

121

شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى )

نمىشديم يعنى چه . آيهء كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ « 1 » يعنى امر به معروف و نهى از منكر واجب است و آيهء وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ « 2 » يعنى اعتماد نكنيد به آنهايى كه ظلم مىكنند . تمام اينها را مىخوانديم و هيچ ملتفت نمىشديم . آيهء لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى أَوْلِياءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ « 3 » يعنى يهودى و نصارى را رفيق خود قرار ندهيد مىخوانديم و نمىفهميديم بلكه هركس در مجلس مىنشست هركدام كه قربشان به خارجه بيشتر بود آن محترم بود ، بلكه خودم شنيدم كه يكى از تجار مىگفت من پانصد تومان به بانك تنزيل مىدهم و افتخار مىكردند . اى مسلمانها ، گوش بدهيد ، خوب ملتفت شويد ، شما دو چيز داريد كه بايد قدرش را بدانيد و او را حفظ كنيد ، اول اسلام ، دويم ايران ، از بابت دين اهل قرآنيد و قائل به كلمهء لا إله الا اللّه ، و تمامتان از پادشاه و وزير و علماء ، حجة الاسلام و طلاب و تاجر و كاسب و نوكر باب و اهل زراعت از زن و مرد تمام بايد دينتان از روى قرآن باشد ، و از بابت دنيا اهل ايرانيم . تمام بايد ترتيبمان به ترتيب ايران باشد ، مسلمان آدم چه‌قدر بىغيرت باشد كه لباس و زبان خودش را رها و دست بردارد ، لباس فرنگى را بپوشد و زبان فرنگى را حرف بزند . اى متمدنين ، ايرانيت خودتان را رها نكنيد . آدم متمدن اگر خونش را بريزند بگويند اين كلاهت را بردار شاپو بگذار نبايد بگذارد ، ناپليون پادشاه فرانسه وقتى مرد در حبس انگليسها بود ، در جزيره‌اى او را حبس كرده بودند ، در آنجا ناخوش شد ، دكتر فرانسه هم در آنجا نبود ، دكتر انگليسى براى او آوردند . چون مىدانستند ناپليون خيلى در زبان خودش متعصب است در حالت نزغ اول از دكتر پرسيد شما اهل كجا هستيد ؟ گفت فرانسوى . از حرف زدن او فهميد انگليسى است . گفت نه من به مردن راضى هستم و نبضم را به دست دكتر انگليسى نمىدهم ، با وجودى كه همدين هم بودند ، پس شما چرا اين‌قدر دكتر فرنگى دوست مىداريد ، شما چرا اين‌قدر لباس فرنگى دوست مىداريد . امروز روزى است كه بايد حرف زد ، بايد كار كرد ، اگر من نگويم پيش خدا و پيغمبر و وجدان خودم مؤاخذ خواهم بود ، و الله من صلح‌طلبم ، من مىخواهم دولت و ملت پشت هم باشند ؛ در زير سايهء امام عصر و پادشاه كار كنند . اما اين ننگ است كه ما اينقدر ذليل اجانب باشيم ، محتاج به فرنگيها باشيم . هنوز در مدرسهء دولتى ، ما معلم فرنگى داشته باشيم ؛ به زبان فرانسه درس بخوانيم . بايد پادشاه و مجلس شوراى ملى از وزير علوم بخواهند مجلس دار الترجمه‌اى مركب از حكما و علما و آنها كه ده سال يا بيست سال درس خوانده‌اند حاضر شوند ، كتاب - هاى خارجه را بياورند به زبان فارسى ترجمه كنند . آن‌وقت تصور كنيد بچه‌ها چقدر عمرشان

--> ( 1 ) - آيهء 110 از سورهء آل عمران ، سورهء 3 . ( 2 ) - آيهء 113 از سورهء هود ، سورهء 11 . ( 3 ) - آيهء 51 از سورة المائده ، سورهء 5 .